
خبرگزاری مهر-گروه هنر-عطیه مؤذن؛ «هفت روز سیما» عنوان یک بسته خبری-تحلیلی است که در پایان هر هفته به بازخوانی متن و حاشیه اتفاقات خبری صدا و سیما و شبکه نمایش خانگی میپردازد. همچنین در این بسته، نیمنگاهی هم به شایعات و اخبار غیررسمی داریم و در تلاش هستیم در کوتاهترین زمان ممکن از مهمترین اخبار هفته در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی باخبر شوید.
امروز جمعه ۱۹ تیر میتوانید با شماره ۲۴۷ بسته خبری «هفت روز سیما» همراه شوید.
چهره هفته؛ مردم
در هفتهای که قاب رسانه ملی، تصاویر وداع و تشییع رهبر انقلاب را به خانههای مردم آورد، این بار نه سلبریتیها، نه چهرههای سیاسی و نه شخصیتهای مشهور، بلکه خود مردم، «چهره هفته» بودند. زن و مرد، پیر و جوان، کودک و سالمند؛ کسانی که ساعتها در خیابانها ایستادند، گرما و خستگی را به جان خریدند و حضوری را رقم زدند که دوربینها تنها بخشی از آن را روایت کردند.
رسانه ملی در این روزها فقط یک مراسم را پوشش نداد؛ بلکه تصویری از یک سرمایه اجتماعی را به نمایش گذاشت. قابها پر بود از چهرههایی که شاید هیچگاه مهمان برنامههای تلویزیونی نباشند و نامشان در هیچ تیتری دیده نشود، اما همین مردم بودند که روایت اصلی این روزها را ساختند و حتی تماشایشان یا مصاحبه هایشان از مجریان و کارشناسان بیشتر و بهتر حماسه ساز بود.
در روزگاری که فضای رسانهای بیش از هر زمان دیگری حول محور شهرت و سلبریتیها میچرخد، این تصاویر یادآوری کرد که بزرگترین سرمایه هر جامعه، مردم آن هستند. کسانی که بدون انتظار دیده شدن، تنها برای ادای احترام و همراهی در صحنه حاضر میشوند و با حضور خود، معنای یک اجتماع بزرگ را شکل میدهند.
شاید مهمترین دستاورد پوشش رسانه ملی در این هفته، همین تغییر زاویه نگاه بود؛ اینکه دوربین به جای توقف بر چهرههای شناختهشده، بر مردمی متمرکز شد که ستون اصلی این مراسم بودند. در حافظه این روزها، آنچه ماندگار خواهد شد نه حضور افراد مشهور، بلکه صفهای طولانی و مصمم مردمی است که نشان دادند در مهمترین بزنگاه تاریخی کشور چطور پای آقای شهیدشان ماندند.
روایت هفته؛ مروری بر تغییر آنتن
رسانه ملی در روزهای برگزاری مراسم وداع و بدرقه رهبر انقلاب، تنها به پخش یک مراسم رسمی اکتفا نکرد؛ بلکه کوشید با تغییر آرایش آنتن، روایت را از دل خیابانها و میان مردم دنبال کند. شبکههای اصلی سیما از جمله شبکههای یک، دو، سه، چهار، افق و تهران، با استقرار مجریان و گروههای برنامهساز در محل برگزاری مراسم، قاب تلویزیون را به دل مصلی و مسیرهای حضور مردم بردند؛ تصمیمی که باعث شد مخاطب، به جای تماشای صرف یک مراسم، خود را در متن آن احساس کند.
ویژگی مهم این پوشش، خروج از استودیو و تکیه بر روایت میدانی بود. مجریان و گزارشگران هر روز از ساعات ابتدایی صبح تا پایان مراسم، در میان جمعیت حضور داشتند، با مردم گفتگو کردند، حال و هوای مراسم را روایت کردند و تلاش داشتند هر لحظه اتفاقات را به تصویر بکشند. این شیوه، فاصله میان آنتن و واقعیت میدان را کاهش داد و نشان داد تلویزیون در رویدادهای ملی همچنان میتواند به رسانهای زنده و همراه تبدیل شود.
با این حال، گستردگی پوشش، چالشی نیز به همراه داشت. تعدد قابها و تکرار الگوهای مشابه در شبکههای مختلف، گاهی به یکنواختی انجامید. جملات حماسی مجریان بارها به تکرار رسید و در بسیاری از ساعات، تفاوت محسوسی میان روایت شبکهها دیده نمیشد؛ گفتگوهای مشابه، تصاویر نزدیک به هم و اجرای همجنس، باعث شد بخشی از ظرفیت خلاقانه تلویزیون زیر سایه تکرار قرار گیرد. شاید اگر هر شبکه بر اساس هویت و مخاطب خود، زاویهای متفاوت برای روایت انتخاب میکرد، حاصل کار متنوعتر و اثرگذارتر میشد.
با وجود این نقد، رسانه ملی در این پوشش سعی کرد آنچه را که در میدان و مهمترین بزنگاه تاریخی کشور رخ داده بیواسطه منعکس کند و شاید می توانست با طراحی های متنوع تر تلاش خود را خلاقانهتر تثبیت کند.
قاب هفته؛ وداع از دریچه تلویزیون
در پوشش مراسم وداع و بدرقه رهبر انقلاب، نکاتی نسبت به شبکه ها هست که می توان با اشاره به آنها در موقعیت های بعدی پررنگ یا کم رنگ شان کرد.
در میان شبکههای سراسری، شبکه دو سیما بیش از بقیه تلاش کرد از ظرفیت های روایت تصویری استفاده کند. از قاب بندی گرفته تا دکور که فضای بصری جذاب تری داشت. این شبکه صرفاً به نمایش تصاویر زنده مراسم بسنده نکرد، بلکه با تلفیق تصاویر تاریخی از حضور رهبر انقلاب در مقاطع مختلف با قابهای امروز، نوعی امتداد تاریخی را به مخاطب القا کرد.
در اکثر شبکه ها برنامه های روتین به خدمت آئین وداع و بدرقه آمدند؛ در شبکه یک پوشش مراسم در این چند روز با برنامه صبحگاهی شروع شد و با مجریان برنامه های شبکه در طول روز ادامه پیدا کرد. شبکه های دیگر هم به نحوی همین رویه را ادامه دادند. شبکه دو ویژه برنامه «باید برخاست» را تعریف کرد که از مجریان اصلی اش مرتضی پرنیان بود. در طول شبانه روز برنامه «زمانه» با اجرای امین سلیمی و محسن آزادی روی آنتن رفت و گفتگو با کارشناس و روایت آئین با آنها ادامه پیدا کرد.
در شبکه سه نیز مبینا نصیری، جعفر خسروی، حامد سلطانی و مجریان دیگری پای کار بودند. شاید بتوان گفت تنوع حضور مجریان در این شبکه بیشتر بود. برنامه «میداندار» که پیش از این به حضور مردم در تجمعات و میدان می پرداخت به ویژه برنامه این ایام تبدیل شد.
هرچند در یک پوشش شبانه روزی گاهی ممکن است اتفاقاتی هم از دید پنهان بماند اما حتما در چنین آئین تاریخی جدی گرفتن ملاحظات بصری اهمیتی صد چندان پیدا می کند. مثلا نمی توان خونخواهی مردم برای رهبر شهید را از شبکه ها زیرنویس کرد اما تصویر با این زیرنویس منطبق نباشد. مخاطب نیاز دارد مصادیق این خونخواهی را در نمایش تصویر پرچمها یا کنش و واکنش مردم ببیند نه اینکه اکت و رفتار آنها تصویری مخالف یا متفاوت از زیرنویس باشد و نوعی بی سلیقگی را نشان دهد.
از طرف دیگر اگرچه در رویدادهای ملی، تنها تعدد دوربین و ساعتهای طولانی پخش، مزیت نیست. اما گاهی شدت تصاویر تکراری اهمیت روایت سازی را مشخص می کند. تصاویری که بیشتر در تشییع قم، عراق و کمی هم مشهد به چشم خورد.
نکته هفته؛ در انتظار قاب ماندگار
حتما خیلی ها آن بخش از فیلم «از کرخه تا راین» را به خاطر دارند که علی دهکردی با نقش سعید به دلیل نابینایی نتوانسته است در مراسم تشییع امام خمینی (ره) حضور پیدا کند و حالا که بینایی اش را به دست آورده می خواهد تصاویر آن روزها را ببیند. تصاویر مستندی که برایش نمایش داده می شود و تاثر او صحنه ای را خلق می کند که برای همیشه ماندگار است. شنیده شد کارگردان های مختلفی این روزها پای کار مستندسازی هستند. حتما کارویژه تلویزیون هم صرف پخش زنده و دایورت کردن آنتن روی میدان بدون طراحی و سناریو نیست.
تلویزیون باید بتواند در روزها و ماه های آینده حداقل چند سکانس و قاب این چنینی که در تاریخ بماند برای مردم خلق کند. باید بتواند از تصاویر این یک هفته گزیده هایی گلچین کند که به اندازه همان صحنه «از کرخه تا راین» در ذهن مخاطب ماندگار شود.
پوشش رسانهای شبکههای سیما پس از پایان مراسم تهران، کمرنگ شد و تشییع در قم و عراق بازتاب کمتری در رسانه داشت. هرچند با تشییع در مشهد شاید دوباره این پوشش رسانه ای جان گرفت.
در عراق تصاویری از این تشییع تاریخی به جا ماند و در فضای مجازی چرخید که می تواند به شکلگیری همان سکانس های ماندگار کمک کند.
تلویزیون می توانست به همه پازل های این روایت تاریخی بیشتر فکر کند و حالا حداقل باید برای روزهای آینده طراحی داشته باشد.



